انتقاد مدیر عامل سابق گوگل از سرویس های مشهور

مدیر عامل سابق شرکت گوگل در سر مقاله ای نظری ، تعنه سنگینی به سرویس های وابسته به افراد مشهور چون Apple Music زده است

تحلیل و بررسی

اگر چه مدیر عامل سابق شرکت گوگل ، جناب آقای اریک اشمیت ( Eric Schmidt ) ، دیگر در شهر Silicon Valley در صدر کارها و اوامر شرکت گوگل نباشد ، ولی هنوز هم جزو مشاهیر و افراد با احترام در زمینه آینده تکتولوژی می باشد که نظرشان در این گونه ضمینه ها از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است.

2015-09-14_224553

در روز دوشنبه ، رئیس هیات مدیره کمپانی Alphabet قطعه ای منتقدانه از نظر خودش را در ضمینه هوش مصنوعی در وبسایت BBC منتشر کرد.

اگر چه این مقاله مملو از ایده های قدیمی و آشنای آقای اشمیت در رابطه با هوش مصنوعی است، چند مورد از گفته ها و اظهارات ایشان به نظر می رسد که به طور مستقیم در نکوهش و انتقاد از رقیب اصلی شرکت گوگل ، یعنی شرکت اپل ، باشند.

مخصوصا به نظر می رسد که هدف اصلی از صحبت های آقای اشمیت ، برنامه و سرویس هایی چون Apple Music است ، سرویسی جدید از شرکت اپل که توسط دی جی ها و موزیسین های مطرح جلوداری می شود و توسط این شرکت بسیار مورد ستایش قرار گرفته است ، ولی منتقدان آن را زیاد تحویل نگرفته اند.

آقای اشمیت اظهار داشتند : “یک دهه قبل ، برای این که یک سرویس موزیک دیجیتالی را منتشر کنید ، احتمالا شما تعداد انگشت شماری از نخبگان در امر موزیک استفاده می کردید تا بهترین آهنگ ها را برای شما گلچین کنند ، اما امروزه ، اگر شما یک سیستم هوشمند بسازید که بتواند از جهان واقعی الهام گرفته واز آن یاد بگیرد – که تشخیص دهد که شنوندگان واقعا بعد این آهنگ چه سبک آهنگی را دوست خواهند داشت که گوش دهند- و به شما کمک کند که بفهمید که خواننده محبوب بعدی دنیای موسقی چه کسی خواهد بود ، خیلی بیشتر به نفعتان است”.

درست است ، آقای اشمیت در مورد دنیایی صحبت می کند که در آن الگوریتم ها ، به جای افراد حرفه ای که به دنبال یافتن استعداد ها هستند، تصمیم می گیرند که چه موسیقی ای بیشترین طرفدار را خواهد داشت. اما این همه ماجرا نیست. بنا بر گفته های آقای اشمیت ، در صدر قرار دادن افرادی که تجربه و حس تشخیص مناسبی در این گونه زمینه ها دارند به جای ماشین ها ، غیر منصفانه به نظر می رسد.

“آقای اشمیت بیان کرد : “یک سیستم هوشمند سیستمی است که کمتر دارای حس انتخاب بهترین ها بر اساس علاقه شخصی باشد – دموکراتیک تر عمل کند – که از این طریق به همه اجازه می دهد که ستاره بعدی خودمان را با استفاده از جمع علاقه های شخصی تک تک استفاده کنندگان ، که خودمان باشم ، مشخص کنیم ، نه این که یک عده افراد مشخص معدود با ترجیحات فردی خودشان این امر را برای ما مشخص کند”.

چیزی که آقای اشمیت در گفته ها و نظراتش از آن غافل بوده است این است که برنامه ها هم ممکن است در نظراتشان تعصباتی داشته باشند ( به عنوان مثال الگوریتم هایی داشته باشند که به صورت ماهرانه نوع و یا سبک خاصی از موسیقی و خواننده خاصی را ترجیح دهند ) که می تواند توسط برنامه نویسان بر روی آن ها قرار داده شود. البته ، درست است که یک کامپیوتر می تواند با بررسی بازخورد ها و استفاده های افراد جاهای مختلف دنیا مشخص کند که کدام صدای جدید مورد محبوبیت بیشتری واقع خواهد شد ، ولی هنر همیشه خیلی خوب تعریف شدنی و قابل شمارش و سنجش نیست.

مسئله این نیست که ما به انسان های دیگر برای سمت و سوی دادن به سبک و سلیقه مان “احتیاج داریم” ،بیشتر بلکه مسئله این است که ما اطمینان داریم که انسان های مثل خودمان که از گوشت و پوست هستند، عناصر نامشهود هنر و موسیقی ای را تشخیص دهند که نرم افزار ها هنوز از درک آن ها عاجز هستند و با آن دست و چنجه نرم می کنند.

و همین مسئله ممکن است تفاوت اصلی ای باشد که بین شرکت اپل و گوگل و رابطه ای که هر کدامشان با مشتری هایشان دارند.

در حالی که شرکت اپل همواره تلاش می کند که هر چه بیشتر طراحی و عملکرد محصولاتش را انسانی تر کند ( تا جایی که در مورد برنامه ها و سرویس هایی چون Apple Music و Apple news از افراد حرفه ای واقعی استخدام به عمل آورده است ) تا بتواند هر گونه مشخصه از کامپیوتری بودن را از آن دور کند ، در حالی که از لحاظ تاریخی ، شرکت گوگل همیشه سعی کرده است محاسبات پیچیده را وارد مسئله کند.

به طور مشابه ، آقای اشمیت مکررا چشم اندازش از روزی را اظهار داشته است که در آن برنامه هایی مثل Google Now حتی قبل از این که خود ما بدانیم که چه چیزی می خواهیم ، نیاز های ما را تشخیص دهند – که این خودش یکی دیگر از روش ها و رویکرد های حذف عنصر انسانی از معادلات تولید محصولات این شرکت است- .

آقای اشمیت این گونه می نویسد : “به منظور این که یک هوش مصنوعی بتواند پتانسیل بلند مدت خودش را برای جامعه عملی کند ، ما باید تحقیقات و مطالعات بیشتری را به وضعیت کنونی جهان واقعی منعطف کنیم : مثلا این که چگونه به کسی که می خواهد یک تعطیلات بی نقص را آن هم لحظه آخر برنامه ریز کند ، دارای دو بچه ی شر و پر آزار و اذیت است و تنها چند روز تعطیل در اختیار دارد که این تعطیلات را در آن جای دهد ، کمک کنیم”.

خب ، در این مورد شما می توانید از میان میلیون ها برنامه ای که در این زمینه وجود دارد ، کمک بگیرید. برنامه هایی که بدون هیچ شکی در دریافت کردن و تشخیص دادن عادات شما و اراده دادن پیشنهادات مناسب و قطعی هر ساله بهتر از سال قبل می شوند.

و یا این که ، شما می توانید از یکی از افراد محلی خبره که در آن نقطه که شما قصد سفر به آن را دارید زندگی می کنند ، کمک بگیرید. آن شخص نه تنها می تواند به شما پیشنهاد دهد که بهترین گزینه های شما چیست ، بلکه شاید پیشنهاد دهد که شما را یه دور به دور شهر بگرداند و برخی جاهای مخفی و جالب آن را نیز به شما نشان دهد که حتی اینترنت هم از آن ها خبر نداشته باشد.

بله روبات ها در راه هستند ، و مطمئنا قرار است کمک های زیادی را به ما بکنند.

ولی دفعه بعدی ای که یک سبک زیر زمینی جدید مثل punk rock، hip-hop یا drum & bass شروع به برخاستن می کند ، من هنوز هم به انسان ها اعتماد می کنم که جادو و حرکت فرهنگی برخاسته از این موسیقی ها را دریافت و به من منتقل کنند ، به جای این که به یک رشته از اطلاعات که توسز یک برنامه برای من تولید می شود اعتماد کنم. ممکن است این گونه برنامه ها برای ایستگاه های رادیویی اتوماتیک مناسب باشند ، ولی عاشقان واقعی موسیقی نوت های موسیقی شان را از انسان ها دریافت می کنند.

mashable