آینده تکنولوژی در درون انسان ها

ما نباید از صمیمی شدن با تکنولوژی بترسیم!

افسانه ها و داستان های علمی تخیلی پر از قصه هایی است که در آن ماشین ها بر انسان ها غلبه می کنند و نسل انسان ها تابع ساخته های دستان خودشان می شوند ، ولی بنا به گفته یک سری طراحان ، آزمایشات و تئوری ها ، این آینده الزاما لازم نیست که آینده ای باشد که برای ما رقم خواهد خورد. الزاما این آینده­ ای نخواهد بود که ما با آن رو به رو خواهیم شد.

2015-08-25_111519

کار و ساخته دست نیل هاربیسون ( Neil Harbisson ) فردی متولد ایرلند که در واقع یک ربات انسانی است و آقای استلارکStelarc ، یک هنرپیشه نمایشی استرالیایی است ، این گونه بیان می­کند که اگر ما بدنمان را با تکنولوژی یکی کنیم ، می توانیم به طرز قابل توجهی توانایی ها و ادراکمان را گسترش دهیم و شاید حتی بتوانیم از توانایی های ربات ها، پاهایمان را فراتر بگذاریم.

این دو نفر که روز یکشنبه ، در همایشگاه رباتیک دانشگاه تکنولوژی کویینرلند، Robotronica ، حضور پیدا کرده بودند، برای ما توضیح دادند که چرا دستکاری بدنمان می تواند آینده ای متفاوت و پیشرفته تر را برای ما رقم بزند.

آقای نیل هاربیسون کور رنگ به دنیا آمده بود ، یعنی می توانست رنگ های سیاه ، سفید و خاکستری را تشخیص دهد. البته این ناتوانی اش مزایایی هم داشت ، مثلا او می توانست شکل و اندازه اشیاء را حفظ کند، بدون این که رنگشان مایع حواس پرتی او شود. اما این مسائل باعث نشد که او هر روز در مورد رنگ ها و این که چگونه هستند فکر نکند.

وی بیان کرد که حتی اگر شما رنگ هایی مثل آبی، سبز و زرد را نبینید، نمی توانید حضور و وجودشان را انکار کنید. زندگی هر روزه شما ، از زمین های سرسبز گرفته تا شکر قهوه ای ، تمامی شان اشاراتی وجود آن ها هستند.

در سال 2003، هاربیسون شروع به همکاری با آقای آدام مونتاندون ( Adam Montandon ) که یک فرد خبره در زمینه سایبرنتیک بود، کرد تا ببیند می تواند از تکنولوژی جهت دیدن رنگها به وسیله صوت ، کمک بگیرد. در نهایت ، این دو نفر بر سر یک ره حل به توافق رسیدند : به درون سر هاربیسون یک آنتن متصل به اینترنت را داخل کردند که به او اجازه می داد فرکانس های رنگ ها را بشنود. در حال حاضر او قادر است که رنگ ها را از طریق ارتعاشات حاصل از آن ها تشخیص دهد.

هر چیزی که در اطراف تو وجود دارد از یک نوت موسیقی تشکیل شده است. برای مثال در روز یکشنبه، او کفشی با رنگ F sharp به پا کرد . تمام غذاهایی که او می خورد هر کدام نوت مشخصی دارند و سوپرمارکت ها برای او به مانند یک کلوپ موسیقی هستند. خود او بیان می کند که در بخشی که در آن مواد شوینده قرار داده می شود ، چند تعداد از بهترین صداها را می توان یافت. حتی انسان ها را هم می توان با این روش ، براساس صداها یا نوت هایشان تشخیص داد. این طور که به نظر می رسد صداهای macaulaycalkin و C major بسیار مشابه به هم است.

با استفاده از این آنتن، هاربیسون می تواند تست های کوررنگی را با موفقیت طی کند و همچنین این آنتن، با اضافه شدن قابلیت تشخیص مادون قرمز و ماوراء بنفش ، به او اجازه داده است که محدودیت های دید انسان ها در تشخیص رنگ ها را نداشته باشد. به عنوان مثال وقتی که او در بانک حضور دارد می تواند تشخیص دهد که حسگر های مادون قرمز آن جا روشن هستند یا نه. چیزی که عجیب است این است که اضافه کردن یک سنسور به بدنش به هاربیسون این حس را نمی دهد که تبدیل به یک ماشین شده است. بلکه او بیان می کند که الان خیلی بیشتر می تواند با گونه های دیگر حیوانات ارتباط برقرار کند، به عنوان مثال حشرات ،چون آنها هم مثل هاربیسون شاخک یا آنتن دارند. او بیان کرد که ما از این تکنولوژی می توانیم برای گسترش دیدمان استفاده کنیم. او می گوید حالا که تبدیل به یک انسان رباتی شده بیشتر خود را با طبیعت منطبق می بیند تا این که خودش را با ماشین ها یکی بداند.

همچنین او خودش را به زمین محدود نکرده است. آنتن هاربیسون به دوربین های موجود در ایستگاه فضایی بین المللی متصل شده اند و او شروع به دریافت و بررسی رنگ های فضای بیکران کرده است.

داشتن این دستگاه اضافی که به اینترنت متصل است آنچنان بدون ریسک هم نیست. هاربیسون هم تا به حال چند بار هک شده است. یکبار یک نفر بدون اجاره از طریق آنتنش یک متن برای او فرستاد تا به او ثابت شود که انسان های رباتی هم می توانند هرزنامه دریافت کنند.

اما هنوز به نظر او فرصت ها و مزیت هایی که با تکنولوژی فراهم می کند آن را ارزشمند می کند. گرچه این حس جدید هاربیسون هنوز هیچ نامی برای خودش دریافت نکرده است، ولی او اعتقاد دارد که آنها دارند از اینترنت به عنوان حس ششم استفاده می کنند. وی بیان کرد: ” من اینترنت را به عنوان یک وسیله توسعه دهنده حسگر می بینم زیرا می تواند مرا قادر سازد تا رنگ هایی را حس کنم که خیلی از من دور هستند یا در فضا واقع شده اند “.

او همچنین دوست دارد به بقیه نیز کمک کند تا در قابلیت های جدید او سهیم باشند. در سال 2010، هاربیسون بنیاد انسان های رباتی را تاسیس کرد تا بتواند به انسان هایی که می خواهند تبدیل به ربات های انسانی شوند کمک کند، از حقوق این گونه افراد دفاع کند و فرهنگ سایبرگی شدن را در جامعه و هنر افزایش دهد. هر چند او اعتقاد دارد کهه در صد سال آینده هدف این پروژه های بیشتر تغییرات ژنتیکی خواهد بود و توانایی های سنسورهایی مانند سنسور او ، با تغییرات در ژن انسان ها ایجاد خواهند شد.

هاربیسون عقیده دارد که ما نباید از صمیمی شدن با تکنولوژی بترسیم . وی این گونه بیان می کند : ” اگر ما با تکنولوژی ترکیب شویم ، تکنولوژی هیچ گاه از ما پیشی نخواهد گرفت. من فکر نمی کنم تکنولوژی بتواند جای مغز ما را بگیرد، اگر ما با تکنولوژی ترکیب شویم بسیار قوی تر خواهیم شد “.

مردی که بر روی دستانش یک گوش دارد

آقای استلارک ( Stelarc ) به عنوان یک هنرمند نمایشی همیشه بر روی بدن خودش آزمایش می کرده است . از ساختن یک اسکلت بیرونی برای بدنش گرفته تا طراحی یک دوربین کوچک که داخل شکمش رفته و از آن فیلم می گیرد، بدن او همیشه مکانی برای تست و پیاده سازی پروژه های تکنولوژیکی او بوده است.

آخرین پروژه وی ، اضافه کردن یک گوش مصنوعی سه بعدی سوم به دستش بوده که چیزی بیش از 10 سال طول کشید تا پیاده سازی شود. او باید جراحی را پیدا می کرد که حاضر باشد این عمل را انجام دهد و همچنین او امید دارد که هر چه زودتر یک میکروفون با اینترنت فعال را به این گوش متصل کند تا بدین طریق بتواند کاری کند که مردم بتوانند از هر جایی که صدای او هست به صدای او و صحبت هایش گوش دهند.

او بیان کرد : ” این ارگان جدید برای من نیست. این عضوی اینترنتی برای مردمی است که در جاهای دیگر قرار دارند “.

آقای استلارک بیان می کند که ما نباید به وضعیت جسمانی فعلیمان بسنده کنیم . او بیان کرد که بدن بیولوژیکی ما خیلی قوی نیست، خیلی وقت ها درست کار نمی کند و عمر مفید آن هم بسیار کم است . به وسیله تکنولوژی ما به یک باره دیگر به پوست و گوشت و فضایی که آن ها اشغال می کنند محدود نمی شویم. او اظهار داشت که از بعضی جهات ما در حال حاضر سیستم های تکنولوژیکی را به صورتی موثر گسترش داده ایم. وی همچنین بیان کرد: ” شما تلفن های همراهی دارید که تنها با فشار دادن چند شماره روی آن با من در لندن ارتباط دو طرفه خصوصی برقرار می کنید و یا با استفاده ازاینترنت اشیاء ( internet of things ) موبایل شما با استفاده از GPS می تواند تشخیص دهد که شما به خانه تان نزدیک شده اید و چراغ ها و سیستم گرمایشی را روشن کند “.

اگر ما در بدنمان را بر روی تکنولوژی با کنیم، دیگر نیازی به گوشی های هوشمند ، تبلت ها و دستبند های ورزشی نخواهیم داشت. او گفت : ” در آینده ممکن است هیچ تکنولوژی ای را با چشم نبینیم ، ممکن است آن را در بدنمان هضم کنیم ، به بدنمان تزریق کنیم و یا دی ان ای خودمان را با نانو ماشین ها دستکاری کنیم “.

اما این بدین معنی نیست که یکی کردن بدنش با تکنولوژی برای استلارک راحت بوده است. میکروفونی که او در گوش روی دستش قرار داد آلوده شده و مجبور شدند آن را بردارند، و در پروژه ای دیگر ، دست سومی که او برای خودش در نظر داشت به صورت دائمی استفاده کند ، تنها به صورت نمایشی استفاده شد، زیرا هم سنگین بود وهم پوست بدنش را به خاطر الکترود هایش آزار می داد.

به مانند هاربیسون ، با آن همه هوش مصنوعی که در درون بدن یک نفر جایگزین خواهد شد ، نمی توان احتمال هک شدن آن ها را نادیده گرفت. اگر آن افراد بتوانند بدن آنها را هک کنند و آن ها را مجبور به انجام کارهایی که خودشان نمی خواهند ، بکنند ، چه می شود.

به نظر استلارک ، احتمال این که یک فرد متجاوز کنترل بدن ما را به دست بگیرد نباید ما را از انجام این کار ها باز بدارد. ما باید قبول کنیم که بدن های فعلی ما نتیجه یک روند تکاملی هستند و به سادگی می توان گفت این کار ها نیز قدم بعدی در سیر تکامل هستند. ما همیشه به دنبال این بوده ایم که از چیزی که دیروز یا 10 یا 50 سال قبل بوده ایم فراتر برویم . پس چرا نباید برای پیشرفت بدن خودمان را هک یا دستکاری کنیم.

mashable